آموزش رياضي ششم دبستان
آموزش رياضي، روش تدريس، حل مسئله و نمونه سوال...تيزهوشان! 
قالب وبلاگ
متن زیر را دکتر زهرا گویا فرزند بانو مجتهدزاده فقیهی، به یاد مادر نوشته است:

کسی که مثل هیچکس نیست!
بتول مجتهدزاده فقیهی
ورود: فصل خربزه (پاییز)/ 1301- خروج: 23/1/1392
مامان عزیزم، زندگی خود را با تلاش و اراده و عزمی آهنین، و با شیرینیِ خاطره دلدادگیش با پدرم، ساخت و ساخت و بدون افسوسِ گذشته، یکسره به پیش راند. داستان عشق پدر و مادرم به داستان لیلی و مجنون شبیه بود؛ عشقی که حاصلش زندگی ما بود! زندگی پرباری که سرمشقش مادرم بود. 
مامان زندگی خود را ساخت تا مُردن خود را آن طور که می خواست رقم بزند و همین طور هم شد! مردن مامان با شکوه بود! از شدت سادگی با شکوه و زیبا بود- بی هیچ پیرایه ای، اضافه ای، افراطی و تفریطی! مامان مانند یک فرشته از میان ما رفت. برای ما، چند ماه آخرِ زندگیِ مامان، همه اش خاطرات شیرین، آموزنده و به یادماندنی بود و حیف است که با تداوم غم، آرامش روحیِ فرشته زندگیمان را برهم زنیم. مامان چالش‌های زندگیِ خویش را با صلابت و اقتدار در آغوش کشید و از پسِ همه آنها، به شهادتِ همه دوستان قدرشناسی که داشت، برآمد. چنین انسانِ لطیفی، مرگش هم می تواند برایمان سرمایه ای برای زندگیِ بهترمان باشد! چگونه؟!


موضوعات مرتبط: دل نوشت و خاطرات، معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 92/11/01 ] [ ] [ محمود علوي ]
یکی از اهداف آموزش ریاضی ابتدایی درگیر شدن با مسئله و حل آن است...

و به اعتقاد جورج پولیا یکی از روش های آموختن ریاضی با حل مسئله است.

ولی چگونه مسئله حل کنیم؟

پولیا مراحل جالبی برای حل مسئله پیشنهاد می کند:

1-فهم مسئله

2-انتخاب روش

3-حل مسئله

4-بازگشت به عقب


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 92/10/29 ] [ ] [ محمود علوي ]
[ 92/07/18 ] [ ] [ محمود علوي ]

 History of mathematics education / wikipedia


موضوعات مرتبط: آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 92/07/06 ] [ ] [ محمود علوي ]
امروز اين حرف دكتر خيلي به فكرم واداشت:

"فكر مي كنيد چند نفر انگليسي زبانند؟ زبان مادري!"

 هر كس جوابي داد و جواب صحيح سه ميليارد نفر ميخ كوبم كرد تقريبا نصف جمعيت جهان !!!

 بعد بحث زبان شد و متخصصين زبان شناسي آنها و نحوه صدور زبانشان به مستمرات و همه دنيا.... و موضوع مورد پژوهشم نقش زبان در آموزش رياضي و بحث داغ و داغ تر شد و آخرين تير را دكتر زد چرا ما پيشرفت نمي كنيم؟  چون زبان آنها غالب است و ما زبان را معادل با فكر مي گيريم...

 شايد ما يك ميليارد مسلمان باشيم (البته 72 فرقه و...) آن ها سه ميليارد انگليسي زبان دارند

 و اين يعني "استعمار پنهان" فكر جامعه بشري!

زر، زور، تزوير و زبان!

--------------------------------

به رشد قارچي آموزشگاههاي زبان در شهرها و روستاهاي كشور فكر مي كنم...


موضوعات مرتبط: دل نوشت و خاطرات، آموزش رياضي، پژوهش
[ 92/07/06 ] [ ] [ محمود علوي ]

 

 

 



موضوعات مرتبط: آموزش رياضي
[ 92/06/31 ] [ ] [ محمود علوي ]

Have you ever thought about the fact that “modeling” in the Common Core is not only in the Standards for Mathematical Practice, but also is a content standard? I have to admit that I hadn’t really thought much about it until a colleague asked me how the two things differed. I immediately started researching to see what the distinction was, or if one even exists.

The Standards for Mathematical Practice describe “habits of mind,” or productive ways of thinking that support the learning and application of formal mathematics, we want to develop in our students. Modeling here is defined by the Common Core as:

Mathematically proficient students can apply the mathematics they know to solve problems arising in everyday life, society, and the workplace. In early grades, this might be as simple as writing an addition equation to describe a situation. In middle grades, a student might apply proportional reasoning to plan a school event or analyze a problem in the community. By high school, a student might use geometry to solve a design problem or use a function to describe how one quantity of interest depends on another.

In the Mathematical Content Standards, modeling is defined as:

Modeling links classroom mathematics and statistics to everyday life, work, and decision-making. Modeling is the process of choosing and using appropriate mathematics and statistics to analyze empirical situations, to understand them better, and to improve decisions.

Some obvious things here include:
1. The Mathematical Practice goes across all grade levels and involves applying mathematics students know to solve problems.
2. The Conceptual Category is a high school standard and goes across all mathematical content areas.
3. The conceptual category involves a modeling cycle that involves (1) identifying variables in the situation and selecting those that represent essential features, (2) formulating a model by creating and selecting geometric, graphical, tabular, algebraic, or statistical representations that describe relationships between the variables, (3) analyzing and performing operations on these relationships to draw conclusions, (4) interpreting the results of the mathematics in terms of the original situation, (5) validating the conclusions by comparing them with the situation, and then either improving the model or, if it is acceptable, (6) reporting on the conclusions and the reasoning behind them.
4. As emphasized in the diagram, choices, assumptions, and approximations are present throughout this modeling cycle.

Modeling Cycle from the Common Core

I contacted another colleague of mine to see what his view of the differences was. His interpretation is that “the conceptual category is generally the same as the practice… only more so. It is more than a practice; it is also content that should be explicitly addressed.”

As we all engage teachers in a dialog around the Common Core, the question of modeling as a practice and as content should take place. It is obviously a focus of the Common Core, particularly at the high school level. I would love to hear your interpretation of this very important, but potentially confusing, distinction.

Posted on  by Sandy Berger

http://blog.keycurriculum.com/2011/05/modeling-a-mathematical-practice-and-a-content-standard/


موضوعات مرتبط: آموزش رياضي
[ 92/06/31 ] [ ] [ محمود علوي ]

mathematical model is a description of a system using mathematical concepts and language. The process of developing a mathematical model is termed mathematical modelling. Mathematical models are used not only in the natural sciences (such asphysicsbiologyearth sciencemeteorology) and engineering disciplines (e.g. computer scienceartificial intelligence), but also in the social sciences (such as economicspsychologysociology and political science); physicistsengineersstatisticiansoperations research analysts and economists use mathematical models most extensively. A model may help to explain a system and to study the effects of different components, and to make predictions about behaviour.

Mathematical models can take many forms, including but not limited to dynamical systemsstatistical modelsdifferential equations, orgame theoretic models. These and other types of models can overlap, with a given model involving a variety of abstract structures. In general, mathematical models may include logical models, as far as logic is taken as a part of mathematics. In many cases, the quality of a scientific field depends on how well the mathematical models developed on the theoretical side agree with results of repeatable experiments. Lack of agreement between theoretical mathematical models and experimental measurements often leads to important advances as better theories are developed.


موضوعات مرتبط: آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 92/06/31 ] [ ] [ محمود علوي ]
[ 92/06/30 ] [ ] [ محمود علوي ]
ارائه مقاله

آموزش رياضي چيست؟ زهرا گويا

در دانشگاه شهيد باهنر كرمان

براي دانلود كليك كنيد.(فایل پاورپوینت ارایه)

اصل مقاله


موضوعات مرتبط: آموزش رياضي
[ 92/06/30 ] [ ] [ محمود علوي ]

تعريف برخي مفاهيم مربوط ياددهي و يادگيري بر حسب چهار رويكرد يادگيري

البته سازاگرایی... همان ساخت و سازگرایی است که بد ترجمه شده


موضوعات مرتبط: آموزش رياضي
[ 92/06/10 ] [ ] [ محمود علوي ]
از نظر روانشناسان، دوره نوجوانی از سن 12 تا 18 سالگی میباشد. البته در اذهان عمومی سنین 12 تا 15 سالگی دوره راهنمایی تحصیل مطرح است. براساس تحقیقات موجود میانگین سن بلوغ برای دختران 12/5 تا 14/5 سالگی و برای پسران 14 تا 15 سالگی میباشد. البته عواملی از قبیل وراثت، خانواده، وضعیت جسمانی، آب و هوا، تغذیه، فرهنگها، حتی بهره هوشی در زودرسی بلوغ موثر هستند. 

مهمترین وظیفه مربیان در تعلیم و تربیت، شناخت خصایص و ویژگیهای نوجوانان در دوران مذکور میباشد. 


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 92/03/07 ] [ ] [ محمود علوي ]
كتاب رياضي ششم آمريكا آموزش محتوا با فيلم+خيلي جالب

كليك كنيد


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
[ 92/02/09 ] [ ] [ محمود علوي ]

ترنس تائو نامی است آشنا برای دوست‌داران ریاضیات و علاقه‌مندان به شرکت در المپیاد ریاضی. دلیل شهرتش بیشتر به این خاطر است که جوان‌ترین برنده‌ی المپیاد بین‌المللی ریاضیات است: او در 10 سالگی در المپیاد بین‌المللی ریاضیات شرکت کرد و توانست مدال برنز را از آن خود کند، همچنین سال بعد صاحب مدال نقره شد و پس از آن و در حالی که هنوز 14 سالش تمام نشده بود موفق به کسب مدال طلای المپیاد بین‎المللی ریاضیات شد. دلیل دیگر شهرت زیاد تائو، کسب مدال فیلدز است که مهم‌ترین جایزه‌ی است که هر چهار سال یک بار به ‌ریاضی‌دانان جوان اهدا می‌شود. تائو که اکنون استاد دانشگاه UCLA آمریکاست، علاوه بر اینکه در شاخه‌های مختلفی از ریاضیات مشغول تحقیق و پژوهش است و مقاله می‌نویسد، دست به قلمش در حوزه‌های غیر تخصصی ریاضی نیز خوب است. او یک وب‌لاگ دارد که پر است از مطلب‌های مختلف، برای همه‌ی سنین! بخشی از وب‌لاگ او مشاوره‌ها و توصیه‌هایش است، که برای مرحله‌های مختلف تحصیل در ریاضیات نوشته است، از ابتدایی تا پسادکتری. آنچه که در اینجا می‌خوانید بخشی از توصیه‌های تائو است که برای دانش‌آموزان، چه آنهایی که می‌خواهند در المپیاد شرکت کنند و چه آنهایی که نمی‌خواهند، مفید است.
http://terrytao.wordpress.com


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
[ 91/10/07 ] [ ] [ محمود علوي ]

هر حقیقتی که کشف کرده‌ام به صورت قانونی در آمده است که در کشف حقایق دیگر به‌کار می‌آید. (رنه دکارت)


حل مساله، از حل تکلیف‌های مدرسه گرفته تا مساله‌های حل نشده، یقینا یکی از جنبه‌های مهم ریاضیات است، البته جنبه‌های مهم دیگری نیز هستند. در آینده و در دوره‌ای که به پژوهش و تحقیق خواهید پرداخت، خواهید فهمید که مساله‌ها اساسا با استفاده از دانش‌تان در حوزه اصلیتان و سایر حوزه‌ها، تجربه، حوصله و تلاش بسیار حل می‎شوند؛ با این حال برای حل مساله‌هایی که عموما در مدرسه یا مسابقه‌های ریاضی دیده‎اید، کمی باید با مهارت‎های حل مساله آشنا باشید. من درباره‌ی این موضوع کتاب «چگونه مساله‌های ریاضی را حل کنیم» را نوشته‎ام. به طور خاص در فصل اول این کتاب استراتژی‌های کلی حل مساله توضیح داده شده است. البته کتاب‌های حل مساله‌ی دیگری هم وجود دارد، مانند کتاب کلاسیک پولیا، «چگونه حلش کنم؟»، که خود من آن را در زمانی که در المپیادهای ریاضی شرکت می‌کردم مطالعه کرده‌ام.


حل تکلیف‌ها و مساله‌های ریاضی، مولفه‌ی مهمی در یادگیری واقعی یک موضوع ریاضی است – که به شما نشان می‌دهد می‌توانید به‌جای حرف زدن دست به کار شوید، و به‌طور خاص ضعف‌های خود را در هر موردی بشناسید. چیزی که ارزش دارد، پافشاری و تلاش برای فهمیدن این است که مساله چگونه حل می‌شود، نه اینکه هدفمان تنها گرفتن نمره‌ای خوب باشد. اگر حل تکلیف‌ها و مساله‌هایی که حل نشده‌اند برای شما دشوار است، به احتمال زیاد در ادامه‌ی درس یا درس‌های بعدی با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو خواهید شد.

 

من دریافته‌ام که «بازی کردن» با مساله، حتی پس از حل آن، برای فهم مکانیسم اساسی حل آن بسیار سودمند است. به‌عنوان مثال شما می‌توانید برخی از شرط‌‎های مساله را حذف کنید و تلاش کنید مساله‌ای دشوارتر را حل کنید. مطلب سوال‌های بچه‌گانه بپرس را بخوانید.


به‌علاوه خوب است به یاد داشته باشید که دست‌یابی به راه‌حل تنها هدف کوچکی از حل یک مساله است. هدف بزرگ در حل یک مساله فهم بیشتر موضوع است. یک قاعده‌ی سرانگشتی این است که اگر نتوانستید راه‎حل مساله را به‌طور دقیق و کامل برای هم‌کلاسی خود توضیح دهید، بدانید که خود شما هم راه‌حل کامل و دقیق آن را فرانگرفته‎اید، و شما باید بیشتر در مورد مساله بیاندیشید (می‌توانید  بی‌خیال راه‌حل شوید و مساله را دوباره حل کنید).


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
[ 91/10/07 ] [ ] [ محمود علوي ]

هنگامی که عددها را خوب یادگرفتید، در واقع شما دیگر عددها را نمی‎خوانید، همان‌گونه که موقع خواندن یک کتاب کاری بیشتر از خواندن کلمه‌ها انجام می‌دهید. شما معانی را می‎خوانید. (ویلیام دوبوآ)


هنگامی که شما ریاضی را به عنوان یک دانش‌آموز یا دانشجوی کارشناسی می‌آموزید، معمولا نمره و معدل اهمیت زیادی برای شما دارند، همچنین امتحاناتی که در آنها بیشتر بر به‌خاطر سپردن روش‎ها و تکنیک‌های حل مساله تکیه می‎شود تا به فهم مفاهیم یا فهم بصری و شهودی.


برای این مساله دلیل‌های زیادی می‎توان برشمرد، از جمله: حجم زیادی از نظریه‎ها و تکنیک‎ها باید آموخته شود تا یک نفر واقعا بتواند موضوعات مختلف ریاضی را مطالعه کند (همان‌طور که برای نواختن یک ساز، تمرین زیادی لازم است). مهم نیست چه‌قدر استعداد ریاضی یا شهود بالا دارید، اگر شما نتوانید مثلا یک انتگرال چندگانه را محاسبه کنید، یا معادله‎های ماتریسی را حساب کنید، یا تعریف‌های مجرد را بفهمید، یا اینکه بتوانید به‎طور صحیح از استقرا برای اثبات یک مساله استفاده کنید، بعید است که در آینده بتوانید در تحصیل ریاضی در مقطع‎های بالاتر موفق باشند.

 

 

 

با این حال، هنگامی که شما پا به مقطع تحصیلات تکمیلی می‎گذارید با سطح بالاتری از آموزش ریاضی مواجه خواهید شد (و مهم‌تر این که، انجام می‌دهید) که به استعداد و شهود بیشتر و از بر کردن و مطالعه‎‎ی کمتری و یا تکرار مساله‎های تمرین شده نیاز دارد. این مساله فرد را وادار می‌کند که بعضی از عادت‌های تحصیلی دوران دبیرستان خود را ترک کند (یا حداقل ارتقا بخشد). همچنین فرد برای پیشرفت در تحصیلاتش بیش از پیش به مطالعه‌ی شخصی و خود-محور نیاز دارد تا محک‎های مصنوعی مانند امتحان و آزمون.
 

 

به‌علاوه، ازآنجایی‎که در مقطع کارشناسی و پایین‌تر فرد معمولا نظریه‎ها و مفاهیم خیلی شسته-رفته و پیشرفته را که سال‌ها و بلکه قرن‎ها روی آنها کار شده است را می‌‎آموزد، در مقطع‎های بالاتر و تحصیلات تکمیلی شاهد آخرین پیشرفت‎ها در «زندگی» خواهد بود که ممکن است به نسبت دوره‎های قبل‎تر بسیار متفاوت (و سرگرم‎کنند) باشد. (با این حال شما نمی‎توانید از دوره‎های کارشناسی و ابتدایی‌تر صرف‌نظر کنید، زیرا پیش از تلاش برای پرواز کردن باید راه رفتن را آموخت.)


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
ادامه مطلب
[ 91/10/07 ] [ ] [ محمود علوي ]

به خواندنش بسنده نکن، با آن مبارزه کن! ‌پرسش‌های خودت را بپرس، خودت مثال بزن، اثبات‌های خودت را پیدا کن. آیا همه‌ی فرض‌ها لازم است؟ آیا عکس آن درست است؟ در حالت خاص و کلاسیک چه اتفاقی می‌افتد؟ این فرض در کجای اثبات به‌کار می‌آید؟ (پال هالموس – می‌خواهم یک ریاضی‌دان شوم)


وقتی شما می‌خواهید ریاضی یاد بگیرید، چه با کتاب یا چه در کلاس، شما عموما فقط یک محصول پایان‌یافته را آموزش می‌بینید- یک ارائه‌ی خیلی شسته و رفته، تمیز و زیبا از یک موضوع ریاضی. با این حال فرایند کشف یک مطلب تازه ی ریاضی خیلی پیچیده‌تر است، پر است از پیگیری راه‌های گوناگون خام، بی‌فایده و کسل‌آور.

 

هرگاه بی‌خیالی از این راه‌های منتهی به شکست وسوسه‌تان کرد، در واقع آنها به فهم عمیق‌تر یک موضوع کمک می‌کند، و (با فرایند حذف) در نهایت راه درست را نشان خواهد داد.
 

پس کسی نباید نگران پرسیدن سوال‌های «احمقانه» باشد، و دانش عرفی را درباره یک موضوع به چالش بکشد؛ پاسخ به این سوال‌ها گه‌گاه به نتیجه‌های شگفتی منجر می‌شوند، ولی اغلب به شما می‌گوید که چرا درک عرفی چنین است، که ارزش دانستن را دارد.
 

به‎عنوان مثال، در استفاده از یک لم معمول و متعارف در یک موضوع، شما ممکن است بپرسید اگر از این لم استفاده نکنیم چه پیش خواهد آمد؛ یا سعی کنید نتیجه‌ی قوی‎تری به‎دست آورید؛ یا اگر یک نتیجه ساده با استفاده از روش x به‎دست آید، شما می‌توانید بپرسید اگر از روش y استفاده کنیم چه خواهد شد؛ اثبات جدید ممکن است به زیبایی و دقت قبلی نباشد یا ممکن است درست نباشد، با این حال در این حالت نیز تفاوت قدرت اثبات دو روش x و y برای شما روشن‎تر خواهد شد، و این خود هنگامی که می‌خواهید لم‌های کمترمتعارف را اثبات کنید مفید است.
 

همچنین می‌توان در هنگام گوش دادن به یک سمینار سوال‌‎های بچه‌گانه ولی سودمند پرسید که به روشن‌تر شدن بحث‌های پایه در سخنرانی کمک می‌کند. (مثلا آیا گزاره‎ی x گزاره‌ی y را نتیجه می‌دهد؟ یا ممکن است واژگانی که سخنران استفاده می‎کند شبیه واژگانی است که شما با آن آشنایید...). اگر شما سوال خود را نپرسید ممکن است از باقی‌مانده‏‎ی سمینار چیزی متوجه نشوید. معمولا سخنرانان از سوال شما خوشحال می‌شوند (این مساله نشان می‌دهد که حداقل یک نفر حواسش به سخنرانی هست!) و موضوع را بهتر توضیح خواهند داد، که به‌نفع شما و سایر شنوندگان است. با این حال بهتر است سوال‌هایی که به بهتر شدن روند ارائه‌ی سخنرانی کمکی نمی‌کنند پس از اتمام سخنرانی پرسیده شوند.

http://www.roshd.ir/Default.aspx?tabid=264&EntryID=2745&SSOReturnPage=Check&Rand=0


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 91/10/07 ] [ ] [ محمود علوي ]
حتی دانش‌آموزان نسبتا خوب، هنگامی که پاسخ مساله‌ای را به‌دست آورده و آن را می‌نویسند، کتاب و دفترشان را می‌بندند و به کار دیگری مشغول می‌شوند. با این کار آنها بخش مهم و آموزنده‌ای از کارشان را از دست می‌دهند. 
 
در این راه یادگیری تمام‌شدنی نیست، حتی در جایی که تخصص دارید؛ مثلا من بیش از ده سال است که از رساله‌ی دکتری خود که موضوع آن مربوط به آنالیز هارمونیک است دفاع کرده‌ام، ولی هنوز چیزهای حیرت‌آوری در آنالیز هارمونیک ابتدایی می‌آموزم. 
 
شما نباید از یک لم یا قضیه فقط برای این استفاده کنید که از آن در حل یک مساله کمک گرفته باشید، بلکه باید به صورت عمیق آن قضیه را از همه جهت واکاوی کنید:
 
آیا می‌توانید راه‌حلی جایگزین پیدا کنید؟
اگر شما دو اثبات از لم را بلدید، آیا میدانید این دو اثبات تا چه اندازه با هم هم‌ارزند؟ آیا آنها در جهت‎های خودشان تعمیم داده می‌شوند؟ دو اثبات در چه چیزهایی مشترکند؟ ضعف‌ها و قوت‌های هر یک از اثبات‌ها نسبت به دیگری چه هستند؟
آیا می‌دانید هر یک از فرض‌ها به چه دردی می‌خورند؟
چه تعمیم‌هایی می‎تواند وجود داشته باشد  /  حدس زده می‌شود /  قابل کشف است؟
آیا حالت‌های خاص و ساده‌تر از لم وجود دارد که برای کاربرد موردنظر ما کافی باشد؟
چه مثال‌هایی کاربرد لم را می‌تواند به نمایش بگذارد؟
چه زمانی استفاده از لم مفید به‌نظر می‎آید و چه زمانی نه؟
لم در حل چه مساله‌هایی می‌تواند کمک کند و چه مساله‌هایی فراتر از توانایی لم برای کمک در اثبات آنهاست؟
آیا نظیر لم در شاخه‌های دیگر ریاضیات نیز پیدا می‌شود؟
آیا لم در یک نمونه‌ی عملی یا برنامه‌ی وسیع‌تر می‌گنجد؟
 
سخن‌رانی یا نوشتن شرح سخن‌رانی در حوزه‎ی تحصیلی‌تان معمولا مفید است، حتی اگر تنها برای استفاده‎ی شخصی باشند. شما به‌تدریج خواهید توانست که حتی دشوارترین نتایج را با مختصر‌نویسی‌های کافی با خود داشته باشید. این نه تنها به شما اجازه‌ی استفاده‌ی بی‌زحمت از نتایج را خواهد داد و توانایی شما در آن حوزه را تقویت می‌بخشد، بلکه ذهن شما ظرفیت خالی بیشتری برای یادگیری موضوعات بیشتر خواهد داشت.
http://www.roshd.ir/Default.aspx?tabid=264&EntryID=2809&SSOReturnPage=Check&Rand=0


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
ادامه مطلب
[ 91/10/07 ] [ ] [ محمود علوي ]

کار بدون لذت فایده‌ای ندارد، خلاصه بگویم آقا، آنچه که تمایل داری را مطالعه کن – شکسپیر

به هر جای ریاضیات که بخواهید قدم بگذارید و آن موضوع را درست بیاموزید نیاز به تلاش و سخت‎کوشی زیادی دارید. اگر شما از کاری که انجام می‌دهید لذت نمی‌برید، و یا اگر از فعالیت‌هایتان خشنود نیستید، مشکل بتوانید در طولانی‎مدت، تحمل فشار لازم را برای ادامه‌ی راه تا رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب را داشته باشید.


در کل، بهتر است در حوزه‎ای از ریاضیات فعالیت کنید که از آن لذت می‌برید، نه حوزه‌ای که کار کردن در آن به‌خاطر مرسوم بودن یا مُد بودنش برایتان راحت‌تر است. فرد بهتر است علاقه‌ی خود را بر مبنای دستاوردهای واقع‌بینانه قرار دهد، مثلاً دانش و معلومات خود را در رشته‌ی تخصصی‌اش ارتقاء دهد، یا فهم و درک خود را در یک موضوع بهبود بخشید و آنچه را که آموخته‌ است با دیگران در میان بگذارد، نه اینکه روی موضوع‌های کم‌یاب و استثنائی تمرکز کند، مانند حل یک مساله‌ی باز معروف.

 

(توهمات باشکوه باطل، ممکن است برای لحظه‌ای خوشایند باشند، ولی زیاد به‌درد صبر و حوصله و تلاش بلندمدت که لازمه‎ی یک پیشرفت در ریاضی هستند نمی‌خورد و داشتن توقعات بیش از حد و غیرواقع‌بینانه در این موضوع می‌تواند منجر به یاس  نومیدی شود.)

 

علاقه و شور و اشتیاق می‌تواند واگیردار باشد! یکی از دلایلی که شما باید در سخنرانی‌ها و کنفرانس‌ها شرکت کنید این است که مسائل هیجان‌آوری که ممکن است در حوزه‎ی شما (یا حوزه‌های نزدیک به شما) پیدا شود را بشناسید و هدف‌های متعالی را در حوزه‎ی مطالعه‎ی شما به شما معرفی کند (چه در ریاضیات یا سایر علوم). یک سخنرانی خوب می‌تواند موجب انگیزه و علاقه‌ی مجدد شما به ریاضیات شود و یا خلاقیت را در شما برانگیزد.

http://www.roshd.ir/Default.aspx?tabid=264&EntryID=2746&SSOReturnPage=Check&Rand=0


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 91/10/07 ] [ ] [ محمود علوي ]
[ 91/10/05 ] [ ] [ محمود علوي ]

کتاب نامه رشد ششم ابتدایی دانلود


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
[ 91/10/05 ] [ ] [ محمود علوي ]
تاثير موفقيت و شكست تحصيلي بر سلامت رواني دانش‌آموزان

دوران تحصيل در آموزشگاه، سال‌هاي مهم شخصيت‌ساز كودكان و نوجوانان است. خوش‌بيني و بدبيني به زندگي و هستي، پشت كار و تن‌آسايي، علاقه‌مندي و بي‌علاقگي، اعتماد به نفس و بي‌اعتمادي نسبت به خود، و حتي سلامت و عدم سلامت روان،‌به مقدار زياد، ناشي از تجارب موفق و ناموفق دانش‌آموزان در دوران تحصيل و واكنش‌هاي معلمان و والدين نسبت به آنان است. زماني كه شخصيت كودك شكل نگرفته، سال‌هاي نخست زندگي تحصيلي خود را آغاز مي‌كند، در مسير رشد و بالندگي قرار مي‌گيرد و در طول بهترين سال‌هاي عمر خود،‌با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختي، عاطفي و اجتماعي به كنش متقابل مي‌پردازد كه نتيجه‌اش همان چيزي است كه به صورت جوان 19ـ18 ساله‌اي به جامعه تحويل داده مي‌شود.


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 91/09/27 ] [ ] [ محمود علوي ]

هدف از راه اندازی این صفحه کمک به دانش آموزان است تا به "فراگیران حرفه ای" تبدیل شوند.

فراگیر حرفه ای چه مشخصاتی دارد؟

دانش آموز حرفه ای:

میداند که چه می خواهد.

نیازهایش را تجزیه و تحلیل می کند.

به طور مستقل یاد می گیرد.

میخواهد که یاد بگیرد.

با تجربه هایش به دیگران کمک می کند.

از اشتباه کردن نمی هراسد

آن روشی را که در مورد او درست کار میکند بازگو میکند.

ریسک پذیر است

کنجکاو است

انعطاف پذیر است.

 

در این فرایند موفق باشید...

http://educationaltechnolog.blogfa.com


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
[ 91/09/27 ] [ ] [ محمود علوي ]
[ 91/09/27 ] [ ] [ محمود علوي ]
روش تدريس رياضي ششم(5 فصل اول برگرفته از سايت آموزش رياضي)

(ادامه مطلب)


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
ادامه مطلب
[ 91/09/27 ] [ ] [ محمود علوي ]
[ 91/09/20 ] [ ] [ محمود علوي ]
والدین همواره نگران درس ریاضیات فرزندشان هستندوگروهی از مدارس و معلمین در دوره ابتدایی نیز به درس ریاضی اهمیت بیشتر می دهند.اما ایا واقعاهدف از آموزش ریاضی در ابتدایی چیست؟آگاهی از این اهداف به والدین وآموزگاران درانتخاب فعالیتهای مناسب وروشهای مناسب کمک می کند . ملاکی نیز برای والدین و معلمان دلسوز تا بهتر وآسانتر به اهداف برسند.

اهداف کلی آموزش ریاضی در دوره ی ابتدایی:

-توسعه ی تفکر منطقی

-توسعه ی مفاهیم ریاضی

-توسعه ی توانایی درک ریاضی

-توسعه ی توانایی حل مساله

-توسعه ی ارج گذاری ونگرش مطلوب نسبت به ریاضیات.

-درک نقش پویای ریاضیات دراجتماع وپیشرفت سایر علوم وتغییرات تکنولوژی.

-توسعه ی مهارت کاربردریاضیات درزندگی روزانه وادامه تحصیلات.

بنابراین دراین دوره هدف آموزش کامل وتمام مفاهیم ریاضی نیست مفاهیم ریاضیات از دوره ی قبل ازدبستان ویا پایه ی قبل در ذهن کودک وارد شده اند دراین دوره (ابتدایی) یا پایه ی بالاترتوسعه می یابند.ضمن اینکه در این اهداف با واژه هایی مانند:مفاهیم ،تفکر منطقی،درک ،ارزش گذاری،نگرش مطلوب و... سر وکار داریم تا غولی که ازریاضی در ذهن ماساخته اندبرای دانش آموزان نسازیم.


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي
[ 91/08/02 ] [ ] [ محمود علوي ]

چگونه ریاضی را به فرزندانمان آموزش دهیم؟

به نام خدا

امروزه در جامعه ی ما والدین نقش ویژه ای در آموزش فرزندان خود بر عهده دارند این امر از یک سو به احساس مسئولیت ونگرانی آنها نسبت به آینده ی عزیزانشان مربوط می شود و از سوی دیگر ناشی از سهمی است که نظام آموزشی کشور و مدارس به عهده ی آنها گذاشته اند.

به هر حال اغلب پدران و مادران حتی با داشتن تحصیلات بالا ، در برابر این مسئولیت خطیر از اطلاعات و دانش کافی برخوردار نیستند و مشتاق اند که بدانند چه باید بکنند...


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
ادامه مطلب
[ 91/08/02 ] [ ] [ محمود علوي ]
یک متخصص تغذیه گفت: رشد و نمو و قدرت یادگیری بچه‌ها تا حدود زیادی به وعده غذایی صبحانه وابسته است.

تیرنگ نیستانی در گفت‌وگو با ایسنا، افزود: با شروع فصل مدارس، بویژه دانش‌آموزانی که شیفت صبح به مدرسه می‌روند به علت تعجیل برای از دست ندادن سرویس، دیر نرسیدن به مدرسه و به تبع آن اضطراب و بی‌اشتهایی با مشکل نخوردن صبحانه رو به رو می‌شوند.

وی گفت: مدیریت زمان و سپس مدیریت تغذیه‌ای یک دانش آموز بویژه در مقاطع پایین‌تر در وهله‌ اول وظیفه‌ مادر است.


موضوعات مرتبط: معلمي و روش تدريس، آموزش رياضي، پژوهش
ادامه مطلب
[ 91/08/02 ] [ ] [ محمود علوي ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اين وبلاگ را براي آموزگاران عزيز رياضي و دانش آموزان عزيز در مقطع ششم ابتدايي تاسيس كرده ام تا فارغ از فاصله های جغرافیایی در این فضای مجازی در کنار هم یاد بگیریم و یاد بدهیم.
علوي
امکانات وب
با عضويت در خبرنامه مطالب وبلاگ را در ايميل خود مشاهده نماييد.در فيلد اول نام و در فيلد دوم آدرس ايميلتان را وارد نماييد





Powered by WebGozar